حضور توان یاب خانم مریم آرمون در مراسم آیین درختکاری

اخبار » اخبار ما

تعداد بازدید : 6701

تاریخ ثبت : سه شنبه 15 اسفند 1396


به گزارش روابط عمومی موسسه نیکوکاری کاشانه مهر پیرو هماهنگی های انجام شده با مدیرعامل سازمان پارک ها و فضای سبز جناب آقای مهندس ممیز و روابط عمومی بین الملل شهرداری کاشان  جناب آقای مهندس بذرافشان در مورخه 15 اسفند 96 توان یاب نویسنده خانم مریم آرمون در مراسم آیین درختکاری که در مصلی بقیه الله الاعظم بمناسبت روز درختکاری با حضور شهردار محترم ،اعضای شورای شهر و امام جمعه شهرستان برگزار گردید حضور یافتند و به قرائت دلنوشته خود در خصوص روز درختکاری پرداختند که با  استقبال گرم حضار و مسئولین روبرو شد.
کاشانه مهر کاشان ضمن تقدیر و تشکر از همکاری صمیمانه  جناب آقای ممیز و جناب آقای مهندس بذرافشان از درگاه خداوند سبحان برای آنان آرزوی سلامتی سربلندی و توفیق روزافزون را دارد.

متن مقاله توان یاب خانم مریم آرمون:

صفحه های تقویم را که ورق بزنی اسفند ماه را که به نیمه برسانی به روی عدد پانزده تقویم کمی مکث می کنی، مناسبت روز درختکاری کمی‌ افکارت را قلقلک می دهد، از دوست وآشناهایت که بپرسی روزدرختکاری چیست؟ یا بیل دستت می دهند وتوصیه می کنند زمین را چنگ بزنی و درختی را درجایش بنشانی یا سبزه ای بکاری و زیبایی ها را برداشت کنی

اگر ازمن بپرسی می گویم درختت را بکار،سبزه ی عیدت را آبیاری کن ،محصولاتی که کاشته ای به مرحله ی برداشت برسان حضش راهم ببر اما مهم تر از همه ی این ها این است که می خواهم الان بگویم

بدی های افکارت را از ریشه بچین، کینه هایت خاکش کهنه است و کرم ِ آرامش ات شده است خاکش را تعویض کن آبی به زلالی مهربانی بر گلدان دلت بپاش،

با عشق آبیاری کن ،منتظر خبرهای خوب درراه مانده ات بمان، همین که ذهنت خوبی را باورداردو بپروراند خوبی برداشت می کنی مگر می شوددانه ی تفکرت سبز باشد و خوبی سبز نشود؟

نازنین انسان ،آدم همیشه با بی هوایی نمی میرد

همیشه خفگی در محیط ناسالم رخ نمی دهد

گاهی می شود که آدم با کلامش بهار دل دیگری را به خزان می کشاند،گاهی دانه ات سبز است،دلت روشن است اما طرف مقابلت سبز نیست،تیره شده است

گاهی آدم ها از مهربانی طرف مقابل شان دچار مسمومیت می شوند و خطرهایی وارد می کنند که نبودیک درخت برزمین، به طبیعت آن مقدار آسیب نمی زند،گاهی آدمی حاضراست دی اکسید کربن خونش بالا روداما کاشت های ذهنش همیشه سبز بماند

درختت را که کاشتی دستی هم برای ما بتکان

با مهربانی نونهال خوبی هایت را آبیاری کن

باببخشش کینه های کهنه ی دلت را بتکان

نازنینم بهار نزدیک است کِی می خواهی ناگفته هایت را به گوش ماهت برسانی؟

برسان و زمان را دریاب،گاهی خیلی زود دیر می شود،آن قدر دیر که تبر بی تفاوتی قطع کرده است نهال امید و دوستی و عشقت  را از باغچه ی دلش،هنوز هم دیر نیست ،سرراهت همان طور که به خانه می روی شاخه گلی بگیر و دل عزیزت را شادکن،هنگام خریدکردن های عیدت کمی دل خوش و شادی برای خودت بخر،مهمان سر زده‌ی کافه ی خیالت باش و ببین چه می خواهد از دنیایی که برایش ساختی،قدری زندگی کن ،کمی مهربان تر، می درخشی ولی کمی سبزتر بدرخش مثل درختی که می کاری بانشاط باش ،خوبی هایت را ریشه دارکن، خوشبختی را حس کن، زندگی ببخش به دیگران،هر روز جوانه بزن، تمام دنیا را سبز نقاشی کن

اسفندماه را زندگی کن ،زندگی را سبز و سبزی را بادوام .بهار نزدیک است برای آمدنش اسپند دود کن و به اسفند شادباش بگو ...

راستی یادت نرود درخت هم بکار.

من به صد خواهش و منت ز خدا خواسته ام/ که در این ساعت خیر مرغ آمین به سراغت آید/ و دعایی که تو بر لب داری به اجابت ببرد/ هر کجا ذکر خدا بود تو را یادم هست/ هر کجا یاد خدا هست مرا یاد آور/

نویسنده:✍ مریم آرمون زمستان۱۳۹۶